شب سوار به قلم آرزو مهاجر
پارت صد و دوم :
شب اول عقدم به همین قشنگی خراب شد. شب را خانه ی پدرم و تنهایی خوابیدم و یاسر هم به زیرزمین رفت. صبح با صدای صحبت یاسر و پدرم بیدار شدم. از در اتاق بیرون رفتم و از پایین شنیدم باهم صحبت میکنند. پدرم گفت: فکر میکردم دیشب میرین خونه ی شما میخوابین.
یاسر گفت: احساس کردم سُودا شاید شب اول راحتتر باشه خونه ی شما بمونه. اصرارش نکردم.
ـ کار خوبی کردی.
به بقیه ی صحبتشان گوش نکردم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

نری
0عاشقی هاشون هم باحاله من دلم برای سویل هم میسوزه